alter

bridge

alter

bridge



همه میگویند چشمانت رنگارنگ است


اما من میگویم


چشمانت عسلیست


نه برای رنگش


برای اینکه شیرین ترین لحظاتم


در چشمان تــو خاطره شده اند . . .




تمـام ِ این چـند سـال و اَنــدی عــمرم بـه کــنار …


مـن فـــقط ،


بـه انـــدازه ی همــان صَــدُم هـای ِ ثـانیه ای که ،


در هــوای ِ عطـرِ ِ آغــوشت نفـس کـشیـدم ،


زنـــدگـی کــــردم



وقتی دستان تو در دست من نباشد


دست را می بازم


حتی اگر تمام حکم های دل


در دست من باشد!



حس قشنگیه


یکی نگرانت باشه


یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت بده


سعی کنه ناراحتت نکنه،


حس قشنگیه...


وقتی ازش جدا میشی اس ام اس بده


عزیز دلم رسید؟


قشنگه: یهو بغلت کنه،


یهو . . . تو ی جمع .. در گوشت بگه دوست دارم


بگه که حواسم بهت هست


حس قشنگیه ازت حمایت کنه...


آره...




چی قشنگ تر از .. ؟؟


تــــــو رو دوست داشتن


تــــــو رو بوسیـــــــدن ..


کنار تـــــو نفس کشیدن


کنار تـــــو بیدار شدن


کنار تـــــو خوابیـــــدن


لمس دســـــــتان تـــــو


نگاه به چشــمان تـــــو


چه آرامشی داره این زندگی


فقــــط در کنــــــــــار تــــــو




لبـهایم را به اسارت لبهایت ببر
که من آزادی مطلق می شناسمــش !
و چه خوب مزه ای می دهد
اسارت آغشته به طعم آزادی



اگر روزی رسیدی که من نبودم
تمام وصیتم به تو این است
" خوب بمان "
از آن خوب هایی که من عاشقش بودم..!



اولین تو بودی

آخرین هم تو خواهی بود

نمی خواهم طعم چشم دیگری را بنوشم

انتظار بارانت سخت هم باشد

فقط به خیال آمدنت

خیس خیسم



در پـی نـشـانـی از تـوام

امـا هـیـچـکـس بـه
آهـنگ ِ تـو نـیـسـت!


 و معجزه کن

تو که باشی...

غروب های دلگیر پاییز هم

دلچسب می شود....

این روزها آرزویم همین است

یک شبی...

همه ی خودم را در آغوش تو پیدا کنم




کـآفی اسـت کـسـی اسمـم راصـدابـزنـد ...


کمـی مـکث کنـد و بگـویـد :


خـوبـی ؟


آن وقـت چیــزی نـمـی گـویـم ...


فقــط از گریـه مـنـفجــر مـی شـوم !


مَنْ و تو

همآنْ آدمْ و حوّآے مُدِرنیمْ

که دلمآنْ مےْخوآهد

شریکْ شَویمْ بآ هَمْ

در خوردنِ یک سیبْ

حتّے اگر رآنده شویمْ از اینجآ...!!!


وسط یک شب بارانی
که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و
بگویی
چیزی نیست
خواب می دیدی…



هیچ کسی حق ندارد
درباره من قضاوت کند

چون هیچ کس دقیقا نمیداند
چه بر من گذشته است.

شاید مقداری از سرگذشتم را شنیده باشید
اما,
هرگز آنچه که در قلب خود احساس کرده ام را
حس نکرده اید.

Come up to meet you, tell you I’m sorry

میام ببینمت و بهت بگم معذرت میخوام

You don’t know how lovely you are

نمدونی چقدر دوست داشتنی هستی

I had to find you, tell you I need you

باید پیدات میکردم تا بهت بگم که چقدر بهت نیاز دارم

Tell you I set you apart

بگم که تورو از بقیه سوا کردم

Tell me your secrets, and ask me your questions

رازهاتو بهم بگو، و هر سوالی داری از من بپرس

Oh let’s go back to the start

آه، بیا به شروع عاشقیمون برگردیم

Running in circles, coming up tails

تو یه دایره میچرخیم، ؟؟؟

Heads on a science apart

حتی هیچ کدام از دانشمندان

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که جدایی آسونه

It’s such a shame for us to part

برای ما خجالت آوره که از هم جدا باشیم

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که جدایی آسونه

No one ever said it would be this hard

هیشکی نگفته بود که اینقدر سخت خواهد بود

Oh, take me back to the start.

آه، بیا و منو به شروع (عاشقیمون) ببر

I was just guessing at numbers and figures

داشتم شماره ها و اَشکال رو حدث میزدم

Pulling the puzzles apart

معما ها را دوباره بررسی کردم

Questions of science, science and progress

سوال هایی درباره ی علم! علم و پیشرفت آن!

Don’t speak as loud as my heart

بلند تر از قلبم صحبت نکن

And tell me you love me, come back and haunt me

و بگو عاشقمی، برگرد و شکارم کن

Oh and I rush to the start

و من به سرعت به آغاز باز می گردم

Running in circles, chasing our tails

در مسیر بازگشت، از تو پیشی میگیرم، به دنبال راه برگشت می گردم

Coming back as we are

برگرد، درست مانند گذشته ها


Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که جدایی آسونه

It’s such a shame for us to part

برای ما خجالت آوره که از هم جدا باشیم

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که جدایی آسونه

No one ever said it would be this hard

هیشکی نگفته بود که اینقدر سخت خواهد بود

Oh, take me back to the start.

آه، بیا و منو به شروع (عاشقیمون) ببر

]